مقام چهارم: در بيان اعجاز حضرت با انواع حيوانات

 شيخ ابو جعفر طوسى)ره( در امالى به اسنادش كه به امام صادق(ع) مى‏رسد و او از پدرش و او از جدّش امام على‏بن ابيطالب(ع) نقل كرده كه حضرت فرمود: روزى رسول‏اللَّه(ص) در حال گذر بود كه ديد ماده آهويى با طناب به چادرى بسته شده بود. وقتى ماده آهو رسول‏اللَّه(ص) را ديد خداوند عزّوجل زبان او را گويا ساخت پس شروع به سخن گفتن نمود و گفت: يا رسول‏اللَّه(ص) من مادر دو بچه آهو هستم كه هم‏اكنون تشنه هستند و اين هم پستان من است كه پر از شير شده مرا آزاد نما تا بروم و دو بچه خود را شير دهم سپس بازگردم آنگاه مرا همين‏گونه كه بسته شده‏ام ببند. رسول‏اللَّه(ص) به آن آهوى ماده گفت: چگونه تو را رها سازم در حاليكه آن مردم تو را صيد كرده‏اند و بسته‏اند، آهو گفت: بله يا رسول‏اللَّه(ص) من باز مى‏گردم و شما مرا همانگونه آنها بسته‏اند با دستان خود ببند، رسول‏خدا (ص) از او پيمان و قسم به خداوند گرفت كه بازگردد و او را آزاد كرد، مدت زيادى نگذشته بود كه آهوى مادر بازگشت رسول‏اللَّه(ص) هم همانگونه كه او را بسته بودند بست سپس از اهل چادر سؤال فرمود كه: اين صيد براى كيست؟ گفتند: يا رسول‏اللَّه(ص) اين صيد براى بنى فلان است، رسول‏اللَّه(ص) نزد ايشان رفت و اتفاقاً يكى از آنها از منافقين بود كه با ديدن رسول‏اللَّه(ص) از نفاقش دست برداشته و اسلام نيكو و صحيحى آورد، رسول‏اللَّه(ص) با او درباره خريدن آهوى مادر سخن گفت، آن شخص هم گفت: بله يرسول‏اللَّه(ص) پدر و مادرم به فدايت من آن آهو را آزاد مى‏كنم پيامبر فرمود: اگر حيوانات آنچه كه شما درباره مرگ مى‏دانيد مى‏دانستند شما نمى‏توانستيد حيوانات چاق و فربه بخوريد.